الهه ی تاریکی بعد از دوشیزه ی سیاه کینه به خاک سپرده شد
طفلکی زجر کش شد
سرمه ی چشماش ریخته بود... زیره چشماش گود رفته بود.. .لباش کبود شده بود
لای موهای مشکی پر کلاغیش رنگ سفید تو چشم میخورد
برایش طلب امرزش کن
کلاغ ها با بغض میخوانند... از دست دادن دوستشان غم انگیز است
اکنون دخترک چشم ابرو مشکی و اخمو زیره خروار ها خاک خوابیده است
کسی نمیخواد با الهه ی تاریکی وداع کنه؟؟؟؟؟؟؟
اشکال نداره الهه مهربون بود...از این نامردیا زیاد دیده بود
خاک خودش روی بدن الهه میریزه...کسی نیست باهاش وداع کنه
الهه ی تاریکی رفت تا دوباره صبح شه و دروغ ها از سر گرفته شن
الهه دختر خوبی بود...برایش طلب امرزش کنید...
از خدا براش میخوایم که توی اون دنیا در ارامش باشد
+ نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 19:36 توسط sara
|
بعضی ها میگویند دنیا در برابر اتش به پایان میرسد...بعضی ها میگویند در برابر یخ...با طعمی که من از شورو شوق چشیده ام با ان هایی که اتش را ترجیح میدهند موافقم...اما اگر بنا باشد دوباره فرو بریزد فکر میکنم به اندازه ی کافی نفرت را میشناسم که بگویم یخ برای نابودی یک دنیا کافیست و کفایت میکند...